بسم الله الرحمن الرحيم
حالا چه فرقي مي كند كه نيمه ي شعبان چه خبر است؟ شبي با فضيلت است يا شب ميلاد منجي يا اصلا هر اتفاق ديگري كه افتاده فرقي نمي كند. بايد اجازه دهيم ملت كارشان را بكنند. چون پسوند " به عشق آقاست" و " به عشق امام زمانه" به هر چيزي چسبيده ديگه. يعني بذار مسجد رضوان چراغاني هر ساله اش را انجام دهد، چون به عشق امام زمان است؛ ولو به قيمت اسراف برق و قطع برق مناطقي از كشور تمام شود. بگذار خيابان ها بسته شود چون به عشق امام زمان ست ولو منجر به ترافيك هاي طولاني مدت و هدر رفتن هزاران ليتر سوخت گردد. و مهمتر از همه بگذار جونان به دختر بازي و فحشاء شان برسند چون حتما اين يكي هم به عشق امام زمان است ولو به قيمت كشته شدن آمران به معروف و ناهيان از منكر تمام شود.
شب نيمه ي شعبان امسال هم طلبه ي ديگري به نام علی خلیلی مورد اصابت چاقو از ناحیه ی گردن قرار گرفت و به بيمارستان منتقل شد. فقط به خاطر اينكه به عده اي از همين عاشقان و منتظران امام زمان نهي از منكر كرده بود. مي خواست جلوي كثافت كاريشان را بگيرد.
از بچگي در اين فكر بودم كه اين همه خرج و چراغاني و... براي فقط شب نيمه، چه معنا و هدفي دارد. بزرگتر كه شدم ديدم اين شب يكي از برترين شب هاي سال است. فكر مي كردم چون امام عصر در آنشب متولد شده اينگونه با فضيلت است. بعدا متوجه شدم فضيلت آن از ابتداي اسلام بوده است. تا اينكه اين سالها مدام به اين فكرم كه چرا به جاي اين همه اسراف و گناه در قالب جشن، كمي به تبليغ و ترويج اعمال اين شب نمي پردازيم؟
پسر همسايه ساعت سه تازه از جشن برگشته بود. شايد هم از خيابان گردي. آخه شب نيمه ي شعبان مزين است به دختراني برتر از حور بهشت. دور از انصاف است انسان زود صرف نظر كند. جاي تاسف دارد كه با فضيلت ترين شب اين چنين تغيير كاربري داده باشد. از بيرون كه به منزل بر مي گشتم شايد بيش از ده ايستگاه صلواتي سر راهمان شربت و شيريني مي دادند و تعارف كردند. البته قصد ندارم ريشه ي اين شادي هاي معنوي را بزنم ولي آيا بهتر نيست كمي از اين نذورات خرج ايتام شود؟ بهتر نيست مردم همين شربت و شيريني را به نحوي ديگر خرج فقرا كنند؟ فقط بلد شديم به ساخت گنبد براي كاظمين ايراد بگيريم. فقط عادت كرده ايم بگوييم آهاي دولت با وجود اين همه فقير چرا به حرم هاي ائمه در عراق رسيدگي مي كني. چرا اين كار هاي خير را جايگزين بخشي از جشن ها نمي كنيم؟ ضرورت وجود سه تا ايستگاه پخش شربت در يك خيابان فرعي چيست؟ حتما دل امام مهدي اينگونه شاد مي شود؟ يا ما عادت كرده ايم با " به عشق آقا" كار هايمان را توجيه كنيم؟
به خدا اصلا دوست ندارم هر سال نيمه ي شعبان غصه ي اين چيز هارا بخورم و در باب آسيب شناسي و ايرادات وارد به جشن ها اينگونه حرف بزنم ولي چه كنم كه دلم مي گيرد از اينكه خلقيات اسلامي مان عوض شده و در برخي از اين مناسبت ها اعمال ضد ديني مرتكب مي شويم. اصل شادي براي اهلبيت خوب است ولي گناه كردن در شادي اهلبيت حرام. باز هم تاكيدم بر آن است كه اين شادي ها بايد باشد ولي در مسير خودش و با آداب صحيح. چه ايرادي دارد اگر دو- سه ساعت از ابتداي شب را جشن صحيح بگيريم و سپس به بخشي از اعمال اين شب عزيز بپردازيم؟ گمان بنده اين است كه " به عشق آقا " هايمان بهانه اي براي ارضاء نفسمان شده است.
به هر حال بايد مواظب همه چيز بود. نه اينكه امام زمان مان را بهانه اي كنيم كه در شب نيمه ي شعبان هر كاري مي خواهيم بكنيم به نام جشن. اوليت هايمان را گم كنيم به نام عيد. مرتكب هزاران فساد شويم به نام شادي اهلبيت. خودمان را ابتدا از درون بسازيم براي فرج حضرتش.
براي سلامتي امام زمان و مريضان و خصوصا جوان مضروب امر به معروف، صلوات
26/4/90
نيمه ي شعبان
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 19:18  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
سلام به همه ی مخاطبان و خوانندگان عزیز
دیشب از طریق اخبار و خبرگزاری های اینترنتی متوجه فاجعه ای شدیم که فکرمان را عمیقا درگیر کرد. فاجعه ای که بر سر امر به معروف و نهی از منکر اتفاق افتاد. منظورم مجروحیت فرزاد فروزش، روحانی جوانی است که به خاطر عمل به وظیفه اش مورد ظلم قرار گرفته. در این زمینه چند نکته داشتم که به بیان آن می پردازم.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 19:47  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
پوشیده نیست که هر فیلم و تولید سینمایی از دو جنبه مختلف قابل بررسی است و با کلی گویی نمی توان تمام جنبه های آن را مورد بررسی دقیق قرار داد. به خصوص اگر این محصول به یکی از پر حاشیه ترین و پر حرفترین ها تبدیل شده باشد. فیلم سینمایی ملک سلیمان نبی ع این روزها بسیار در گفتار مردم شنیده می شود. و هرکس نظرات متفاوتی در مورد آن دارد که بعضا قابل توجه می نمایند. ولی به طور مشخص و دسته بندی شده نکاتی در مورد این ساخته ی شهریار بحرانی هست که در دو بخش تکنیک ساخت و بررسی محتوا می توان مطرح کرد....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 23:15  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
"انسان از عمل کردن و حتی اندیشیدن خسته می شود اما هرگز از دوست داشتن خسته نمیشود" اوگوست کنت مراحل اساسی اندیشه در جامعه شناسی / ریمون آرون/ ص 119
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 16:46  توسط زینب شفیعی
|
امروز که از میدان شهدا می آمدم، روی دیوار اداره برق نوشته شده بود: مرگ بر بد حجاب. این هم حکایتی است که ما ایرانی ها هرچه مورد پسندمان نباشد، یک « مرگ بر » به آن می بندیم و با افتخار تمام، آن را فریاد می زنیم. من بلافاصله که آن جمله را خواندم در دلم گفتم: مرگ بر ما. مرگ بر والدین. مرگ بر خانواده ها. بعضی از جماعت مقدس و صوفی مآب ما گمان می کنند،با شعار و عربده و اهانت می توانند مردم را اصلاح کنند و نام خود را مصلح اجتماعی بگذارند. و فردا هم با افتخار مقابل امام زمان سر برآورند. حجاب، مشکلش با این اهانت ها و تندروی ها حل که نخواهد شد هیچ؛ بلکه باید منتظر روزهای بدتر از این، در مملکت اسلامی ایران باشیم. امیدوارم روزی بفهمیم اهانت به خواهران و مادران و دختران این سرزمین، نه تنها اسلامی نبوده که عین گناه و عبادت شیطان بوده است.
اما چند روز بعد که از همان مسیر عبور می کردم دیدم نوشته ی : مرگ بر بد حجاب تبدیل شده به عکس زیر

خیلی جالبه
پی نوشت:
این مطلب قرار بود 1/ 3/89 روی وب گذاشته بشه ولی مدتی تنبلی کردم تا اینکه خط آخر هم به اون اضافه شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 14:53  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 11:26  توسط زینب شفیعی
|
سلام به همه دوستان
به علت ذوق و شوقی که هم رشته ای هامون واسه بیرون کردن دکتر صادقی درس حقوق نشون دادن، بنده جا خوردم و متاسفانه نتونستم کاری از پیش ببرم.
از همکاری همه ممنونم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 22:50  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
مدتی قبل در دانشگاه تهران و حتی در دانشکده خودمان عده ای از دانشجویان متعهد و دلسوز با انتشار بیانیه و ارسال طوماری، از متولیان امر، خواستار بهبود وضع حجاب در دانشگاه شدند. که البته این اقدام بدون هیچ جبهه گیری سیاسی بود و موافقان و مخالفان خاص خودش را داشت. چند روز بعد از این اقدام مطلع شدیم در پردیس مرکزی دانشگاه تهران طی یک اقدام فرهنگی، دو جوان دانشجو مراسم ازدواجشان را در کنار مزار مطهر شهدای گمنام، برگزار کرده اند........... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 16:21  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
سلام به همه ی دوستان برنامه ریزی
در این وبلاگ دو نظر سنجی مبنی بر روش تدریس و نحوره درس دادن دکتر صادقی استاد دروس حقوق کار و کلیات حقوق و نیز نظر افراد در مورد ابقا و یا رفتن ایشون طراحی و گذاشته شده است. از تک تک دوستان خواهشمندیم در این نظر سنجی شرکت کنن و همگی برای رسیدن به تصمیمی درست در مورد این استاد همکاری نمایند.
با تشکر
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 0:0  توسط سید امیر حسین خادمیان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انصافا کف کردم وقتی دیدم از دانشکده علوم اجتماعی ای که درباره اصل ولایت فقیه حرف دارند بالغ بر پنج استاد حضور دارند. دیدار جمعی از اساتید دانشگاه تهران با رهبر رو می گم. دکتر غفاری، دکتر نهاوندی، دکتر جوادی یگانه، دکتر طالب، و دکتر عاملی. خیلی خوبه فقط جای دکتر جمشیدیها خالی بود. یعنی انصافا جلسه رو قبضه کرده بودند. حالا جالب اینجاست که حتی یک نفرشون هم صحبت نکرد. این اجحاف در حق علوم اجتماعی بود. از یک طرف هم مسئله اینه که در بین علوم اجتماعیا رهبر به عنوان یک اوبژه یا واقعیتی هست که مورد نقد و کالبد شکافی جامعه شناسی قرار می گیره و لزوما توصیه هاش برای اساتید ما لازم الاجرا نیست. البته امیدوارم اینایی که حضور داشتن لا اقل رهبر رو قبول داشته باشن. اما دو تا مطلب رو می خوام بگم که یکیش نقده و دومیش سوال.
اول اینکه من نمی دونم این دکتر عاملی چه عشقی داره که هرجا می شینه بگه آهااااااااااااااااااااااااااای مردم عالم بدونید که ارتباطات بهترین علمه. ارتباطات بهترین دانشه. ارتباطات کلید توسعه ایت. ارتباطات علم بین رشته ایه و.... . یادمه دوسال پیش هم تو دانشکده خودمون برگشت گفت بچه های غیر ارتباطات ناراحت نشن ولی الان علم مادر، ارتباطاته. حالا یکی نیست بگه آخه دکتر عاملی، مادر بی پدر به چه درد می خوره؟ همینه که علم ما بچه یتیم مونده دیگه.
و دوم اینکه با دیدن مشروح این دیدار این سوال برام پیش اومد که چرا و واقعا چرا خانم دکتر نهاوندی با چادر اومده بود به این جلسه؟ آیا مجبور شده بود؟ آیا احترام به شخصیت بزرگوار رهبر گذاشته بود؟ آیا جلوی در ایشون رو مجبور به حجاب چادر کردن؟ آیا کاملا با طوع و رغبت چادر سر کرده بود؟ من به عنوان دانشجوی ایشون باید چه برداشتی از این حرکت داشته باشم؟
یا علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پسا نوشت مهم : خانم دکتر نهاوندی حضورا به بنده فرمودند استفاده از چادر در جلسه مذکور کاملا اختیاری و بدون هیچ اجباری از طرف کسی بوده است.پس دوستان در جریان باشند که سوال فوق پاسخ داده شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 0:48  توسط سید امیر حسین خادمیان
|